مشکلات زندگی

مشکلات زندگی را با این ۵ روش حل کن

حل مشکلات زندگی، یکی از راه هایی است که به آدم کمک می کنه که به زندگی خودش ادامه بده.

مشکلات، بخش جدانشدنی زندگی هر شخصی است. توی زندگی انسان ها مشکلات زیادی وجود داشته و داره ولی بعضی از افراد مشکلات شون بیش از حد زیاده. مدام همه تحقیرشون میکنن و بهشون گیر می دن. مدام باید از اینو اون حرف زور بشنون راحت سرشون کلاه میزارن و….

 تو هر اداره ای میرن باید یه گیری تو کارشون باشه حتما تو هر شغلی میرن پیشرفت نمیکنن و کلی مشکل دیگه که زندگیشونو داره به تباهی میکشونه…

 ولی یه نکته وجود داره ،تا حالا دقت کردید توی تموم مشکلات تون شما حضور دارید چرا باید توی تموم مشکلات حتما شما باشید؟

شاید مشکلات میخوان پیغامیو به شما برسونن…

آیا وقتش نرسیده که به خودت بگی چرا من همیشه توی مرکز این مشکلاتم …

شاید مشکلات اون بیرون نیستند شاید مشکل از درون خودتون شروع شده… وقتش رسیده مسئولیت زندگیتونو به عهده بگیرید وقتشه با خودتون رو راست باشید و قبول کنید که باید شما تغییر کنید تا از وسط مشکلات بیرون بیاید هر روز به امید اینکه یک روز مشکلات زندگی یجوری حل بشن از خواب بیدار میشید ولی روز از نو روزی از نو …

تا شما همینید مشکلاتم همینن پس باید توی وجودتون سفر کنید به نقطه ای قشنگتر تا تغییرو توی زندگیتون ببینید …

هیچ وقت دیر نیست … از هر لحظه ای که شما شروع به تغییر دیدگاه و افکارتون کنید دنیای شما هم شروع به تغییر میکنه … هر روز ی فرصت تازه بهت داده میشه … هر روز که چشماتو باز میکنی دنیا منتظر تغییر توئه تا روی دیگشو بهت نشون بده … تو هر روز زنده ای … تو هنوز زنده ای …

حالا که پذیرفتی مشکلات از خودت شروع می شن و می خوای خودت را تغییرات این مقاله را تا آخر بخون

۵ روش حل مشکلات زندگی:

  1. مشکلات زندگی تون را به درستی شناسایی کنید:

بدون شک همه‌ی ما دوست داریم بدونیم که چگونه مشکلات زندگی مون را حل و فصل کنیم. مشکلات زندگی به صورت‌های مختلفی خودشون را به ما نشون می دن.

گاهی زمان زیادی برای حل آنها نیاز داریم و بعضی از مشکلات زندگی هم  به سرعت حل و رفع ‌و‌ رجوع می شوند. ما در زندگی با مشکلات مختلفی روبه‌رو هستیم از جمله: دعواهای حقوقی، مشکلات تربیت فرزندان، مسائل کاری و مرتبط با شغل و… .

گاهی هم این مشکلات زندگی نیازمند اقدامات فوری و تصمیم‌گیری‌های سریع هستند. بسته به اینکه در چه موقعیتی قرار داریم و تجارب و توانایی‌های ما چگونه است، رویارویی با مشکلات هم بسیار گسترده و متفاوت خواهد‌ بود.

بنا به موقعیت، تجربه، دانش و نگرش‌های مختلفی که داریم، روش‌های متفاوتی برای حل مشکلات زندگی وجود دارد. در واقع پیش از دست به کار شدن برای هر مسئله، باید مشکلی را که به وجود آمده به دقت شناسایی کنیم.

  1. برای مشکلات زندگی منطقی نتیجه‌گیری کنید:

پس از این که مشکل یا مشکلات زندگی را به درستی شناسایی کردیم، در مرحله بعدی برای حل مشکلات باید بتوانیم تصویر مناسبی از شرایط پیدا کنیم.

 این کار با بهره‌گیری از منطق و نتیجه‌گیری مناسب بسیار ساده است. در مرحله اول باید مسئله را تعریف کنیم و سپس نقشه‌ای از شرایط موجود و مشکلات خود طراحی نماییم.

 در مرحله بعدی  نقشه را اجرا کنیم و سپس نتایج آن را ارزیابی کنیم. گاهی اوقات هم راه‌ حل‌های مختلفی به ذهن‌مان می‌رسد.

در چنین شرایطی باید با سبک‌-سنگین کردن هر یک از راه حل ها، سعی کنیم بهترین گزینه را انتخاب کنیم.

یک مثال کاربردی:

فرض کنید ماشین‌‌تان خراب شده‌ و کسی هم برای کمک به شما در آن اطراف نیست.

 شما هم هیچ تجربه‌ای از تعمیر خودرو ندارید و آن را تازه خریده‌اید. اگر خودرو درست نشود، به موقع به سر کار نمی‌رسید و عواقب ناخوشایندی در انتظارتان خواهد‌ بود.

خوب است بخوانید: عصبانیت چیه و چگونه می تون آن را کنترل کرد

 هزار و یک مشکل به ذهن‌تان هجوم می‌آورد و نگرانی‌تان را بیشتر و بیشتر می‌کند. یادتان باشد در این وضعیت تنها باید به مشکل اصلی بپردازید و تنها بر حل آن تمرکز کنید.

در گام بعدی سعی کنید راه‌ حل‌های مناسب تری را بیابید و تک تک آنها را بررسی کنید. یکی از راه‌های مفید برای این قسمت از حل مسئله، تقسیم آن به اجزای کوچک‌تر است.

یک نکته مهم و کاربردی:

همیشه یادتان باشد، مشکل را تجزیه کنید تا راحت‌تر به راه حل برسید. سپس اقدام کنید. دوباره به مثال خودرو برمی گردیم، پس از اینکه احتمالات خود را در مورد خرابی خودرو بررسی‌ کردید و به نتیجه رسیدید، سعی کنید قوی و پرقدرت دست به کار شوید.

اگر راه‌ حلی مفید واقع نشد، سراغ راه حل بعدی بروید. اگر کلا در مورد خودرو چیزی نمی‌دانید و هیچ‌گونه اطلاعاتی در آن مورد ندارید، نقشه‌ی حل مسئله برای شما متفاوت خواهد‌‌ بود.

در این صورت باید سعی کنید راهی برای کمک گرفتن پیدا کنید و بدون اینکه هول شوید یا اضطراب به جان‌تان بیفتد، راه‌ حل‌ها را بررسی کنید.

ایتدا باید ذهن‌تان را خلوت کنید، بدانید که صد در صد دیگر نمی‌توانید به موقع سر کار حاضر بشوید. پس بیهوده حرص نخورید و حواس خود را برای حل مشکل فعلی جمع کنید.

 وقتی گزینه‌های مختلف برای حل مشکل به ذهن‌تان می‌رسد، سریع آن را ارزیابی کنید و اگر دیدید عملی و به درد بخور نیست، مکث و تعلل را کنار بگذارید. سریعا سایر گزینه‌ها را امتحان کنید.

  1. برای مشکلات زندگی از تکنیک طوفان فکری استفاده کنید:

اگر وقت یا اطلاعات کافی برای حل مشکلات زندگی خود ندارید، می‌توانید از روش طوفان فکری کمک بگیرید. یعنی با دیگران مشورت کرده و از مهارت‌ ها و تجارب ‌شان استفاده‌ کنید.

هر چه این افراد در مورد مسئله‌ی مورد نظر شما داناتر و ماهرتر باشند، بیشتر می‌توانند به شما در حل مسئله کمک کنند. طوفان‌ فکری در واقع تکنیکی خلاقانه است که با جمع‌آوری فهرستی از ایده‌ها و دیدگاه‌هایی که توسط افراد مختلف تولید می‌شوند، برای رسیدن به یک جمع‌بندی در مورد حل مشکلات زندگی تلاش می‌شود.

 مهم‌ترین بحث در حل مشکلات زندگی تعریف دقیق و بیان شفاف آن است. در روش طوفان فکری بعد از تعریف مسأله، نظرات تمام افراد شنیده می‌شود و فارغ از اینکه کیفیت هر نظر و ایده چگونه است، به آن بها داده می‌شود. در این صورت همه برای ابراز نظرات خود فعال می‌شوند.

 بدون احساس ترس از محدودیت، هر کس صحبت می‌کند و در حد توان خود به حل مشکل کمک می‌نماید. به زبان خودمانی تر، وقتی همه عقل‌هایشان را روی هم می‌گذارند، نتیجه یقینا بهتر خواهد‌ شد. بیان مسئله، طراحی نقشه، اقدام و ارزیابی از گام‌ های اصلی حل هر مشکل هستند.

  1. برای مشکلات زندگی تحقیق و جست‌وجو کنید:

روش های مختلفی برای حل مشکلات زندگی وجود دارد. یکی از بهترین روش ها، تحقیق و جست‌وجو درباره‌ی آن است.

تحقیق می‌تونه کمک گرفتن از مشاوران و متخصصان حرفه‌ای باشد یا یک جست‌وجوی ساده در اینترنت و… . هر چه بیشتر درباره‌ی مشکل بدانیم، حل کردن آن ساده‌تر خواهد‌ بود.

گاهی اوقات بی‌اطلاعی از مسائل و نداشتن دانش کافی، باعث بزرگ شدن مشکلات زندگی و افزایش نگرانی ها می‌شود. مدام از خودمون می‌پرسیم چگونه مشکلات زندگی را حل کنیم، در حالی‌که اگر کمی بیشتر دربار‌ه‌ی مشکلات ‌مان اطلاعات کسب کنیم، شاید بدون اضطراب و دشواری مشکل به ‌سادگی رفع شود.

  1. پشتکار داشته باشید:

تلاش کنید و خسته نشوید. اگر هزار راه حل را امتحان کردید و نتیجه نگرفتید، هرگز ناامید نشوید و راه حل هزار‌ و‌ یکم را هم امتحان کنید.

تلاش هیچ‌گاه بی‌نتیجه و بی‌پاسخ نمی‌ماند. دست از کار نکشید و بدانید تلاش با چاشنی صبر، یکی از زیباترین ترکیب‌ هایی است که بشر به آن معنا می‌بخشد. در برخورد با هر مشکلی به جای اینکه کاسه‌ی «چه کنم چه کنم» به دست بگیریم، شجاعانه باید به دل مشکلات حمله کنیم و مطمئن باشیم که بالاخره می‌توانیم مشکلات‌مان را حل کنیم.

Read more...
شادی

شادی چیست چگونه شاد باشیم

شادی یکی از مهم ترین احساس های هر شحصیه که وجود آن به انسان کمک می‌کند روان سالم تر و بهتری داشته باشد. شاد بودن و شاد زندگی کردن یکی از عوامل مهم پیشگیری از ابتلا به اختلالات روان‌شناختی مثل افسردگیه است.

درواقع، شادی و خوشحالی حالتی هیجانی است که نشانگر میزان رضایت مندی فرد در زمینه های مختلف از خودشه.

 تا یادم نرفته این نکته را هم بگم، خوشحالی و شادی یک انتخاب است و افرادِ خوشحال و شاد هر روز انتخاب می کنن که با خوشحالی روزشون را شروع کنن! چیزی که شاید شما از اون مطلع نباشید  این است که این آدم‌ها(منظورم آدم های شاد و خوشحاله) مانند آدم‌های معمولی هستند یعنی ممکنه اون ها هم با سختی رو‌به ‌رو بشوند، اما با سلاحِ خنده و مثبت اندیشی برای آن زندگی ‌‌ای که لیاقتش را دارن، دائما مبارزه می‌ کنند.

‌ بنابراین اگر تا به حال از خودتان پرسیده‌اید که «چرا آنها همیشه اینقدر خوشحال‌اند؟»

با ما همراه باشید تا با هم برخی از رازهای این افرادِ واقعا خوشحال را مرور کنیم.

همیشه خوشحال نیستند:

بیاین با خودمون کمی روراست باشیم، هیچ‌کس توی این دنیا نیست که همیشه خوشحال باشه.ببینید این درّه‌ها هستند که زیبایی قله‌ها را به ما نشان می‌دهند.

 افراد واقعا افراد خوشحال این را می ‌دونن و به خودشان اجازه می‌ دن که به ‌طور طبیعی احساس اندوه یا سرحال نبودن را تجربه کنند.

تلاش برای خوشحالیِ تحمیلی، خب، تحمیلیه دیگه. پس آنها اندوه، اشک و موانع پیش‌ِ رو خودشون را می ‌پذیرند و به خودشان اجازه‌ی تجربه‌ کردن این لحظات را می‌دهند. هر چه باشد آنها  هم آدم‌اند نه ربات که هیچ احساسی نداره.

نه گفتن را خوب یاد گرفتن:

شاید عجیب به نظر برسه، اما نه گفتن برای خیلی  از آدم‌ ها اطرافمون کار راحتی نیست، به خصوص اگر از آن دسته از افرادی باشند که عاشق خوشحال کردن دیگران ‌‌اند.

با این حال، اگر در نتیجه‌ی چنین کاری همیشه حالِ بدی را تجربه می ‌کنید، باید بدانید افرادِ واقعا خوشحال، انرژیِ خود را برای این کار مصرف نمی ‌کنند. این کار، بی ‌برو برگرد به استرس و اضطراب ختم می‌شود.

 به نوعی هدفِ خوشحال بودن را به تمام معنا نابود می‌کند. در عوض، آدم‌های خوشحال از حقِ خود برای نه گفتن استفاده می‌کنند.

آنها این کار را به روشی جسورانه انجام می‌دهند، روشی که نه به روابط‌ شان با دیگران آسیب می‌ زند و نه خوشحالی خودشان را از بین می ‌برد.

زندگیِ بی ‌دردسری نداشته‌اند:

هیچ‌ یک از آدم‌هایی که واقعا خوشحال هستند و احساس شادی می کنند به شما نخواهند گفت که زندگی ‌شان راحت بوده یا نه! شاید بارها زمین خورده باشند، اما هر بار برخاسته‌اند و نپذیرفته‌اند که زمین‌ گیر بمانند!

 قدرت و انرژی فراوانی که برای برخاستنِ مجدد و جنگیدن به کار برده‌اند چیزی است که معنای شادی و خوشحالی واقعی را به آنها نشان داده است. اگر بتوانید از درون سختی‌ها با لبخندی بر لب عبور کنید، برنده‌اید و چه کسی است که از این موضوع خوشحال نشود!

از عرش به فرش آمدن را تجربه کرده‌اند:

افراد خوشحال و شادی که ما در اطرافمون می بینیم بسیار بیشتر از آنچه که فکرشو بکنید یا حتی بتونید بشمارید توی زندگیاشون شکست خورده اند از عرش به فرش افتاده‌ و دوباره برخاسته‌اند.

 برای اغلبِ آدم های عادی، سقوط از عرش به فرش احتمالا یعنی پایانِ راهه، اما برای افرادِ واقعا خوشحال و شادی که ما شناختیم، این وضع تنها یک موقعیت برای شروعِ دوباره و یک پی ‌ریزی‌ مستحکم ‌تر و بهتر است.

 این افراد در مسیرِ صعود درس‌های زیادی آموخته‌اند و در مسیرِ سقوط درس‌هایی بسیار بیشتر. هیچ تجربه‌ای بیهوده نیست و آنها با علمِ به این موضوع پیش می‌ روند!

نقص‌ شان را دوست دارند:

چه بسیار آدم‌های شاد و خوشحالی که نقص داشتن ام آنها با نقص خودشان کنار آمده‌اند و نقص‌ها و عیب و ایراد هایشان را پذیرفته‌اند.

افرادِ واقعا شادی که اطرفمون زندگی می کنند می‌دانند همه‌ ی این نقص‌ها تنها بخشی از چیزی است که آنها را به انسانی استثنایی تبدیل کرده است. آنها عاشق این موضوع‌اند! آدم‌های خوشحال درک کرده‌اند چیزی به نام بی ‌نقصی، وجود خارجی ندارد و نه تنها به دنبال آن نیستند، بلکه فهمیده‌اند که نقص‌ها هم به همان اندازه عالی ‌اند!

در زندگی ‌‌شان جایی برای استرس باز نمی ‌کنند:

آدم‌های واقعا خوشحال چه با مدیتیشن کردن، چه با دور شدن از شرایط استرس زا یا به روشی خلاقانه مسیر را برای خودشون هموار می‌کننن تا از هر موقعیت استرس‌آورِ غیرضروری اجتناب کنند همین کار شادی را برای آنها به ارمغان می یاره و به سرعت هر چه تمام ‌تر آنها را خوشحال و شاد می کنه.

اشتباه برداشت نکنید،این کار به هیچ وجه طفره رفتن نیست!!!!، بلکه راهبردی برای تمرکز بر روی چیزهایی است که واقعا برای آن ها اهمیت  دارند و جلوی استرس‌های کوچک آزاردهنده‌ را می‌گیرد تا به مسئله‌ای بسیار حادتر تبدیل نشوند.

خوب است بخوانیم: استرس رو چجوری درمان کنم؟

ورزش می‌کنند:

برای خوشحال شدن و احساس شادی کردن چه راهی بهتر از انجام کاری است که مواد خوشحال‌کننده‌ و شادی آوره طبیعی را درون در بدن آزاد می ‌کند؟

 آدم‌های واقعا خوشحال و شادی که می بینیم از زندگی سالم و ورزش بهره می ‌برند، نه فقط برای داشتن ظاهری خوب، بلکه چون به آنها احساسی حتی بهتر از حسی که دارند را می ‌دهد! چه در فضای آزاد می دوند یا در باشگاه ورزش کنند، آدم‌‌های خوشحال و شاد از فواید ورزش و ترشحِ اندروفین در بدن خود با خبرند.

قضاوت نمی‌کنند:

آنها نیاز یا تمایلی به قضاوت دیگران ندارند، چون دوست ندارند خودشان هم مورد قضاوت قرار بگیرند و کسی آن ها را قضاوت کند. ترجیحِ آدم‌های خوشحال این است که بگذارند دیگران همان‌طور که دوست دارند زندگی شان را زندگی کنند. نگرانی در این ‌باره که دیگران چه می‌کنند یا نمی‌کنند غیرضروری و زمان‌بر است و فقط به فردِ قضاوت‌کننده احساسِ کاذبِ برتری می‌دهد.

 آدمِ خوشحال و شاد نیازی به این کار ندارد و ترجیح می‌دهد از زمانش به جای تخریبِ دیگران، برای تعالی آنها استفاده کند.

می ‌توانند توجه ‌شان را تنظیم کنند:

فارغ از نوع مشکلی که با آن رو‌به ‌رو هستند، همیشه راه دیگری برای بررسی مسائل وجود دارد. آنها با تنظیم توجه می ‌توانند به مشکلات سخت با نگاهی تازه بنگرند. تنظیم توجه، چشم‌انداز تازه‌ای به دست می‌دهد و با چشم‌اندازی جدید راه‌حلی تازه پدیدار خواهد کرد.

حرف آخر:

توقع داشتن از دیگران فقط و فقط لذت زندگیو از شما دور می کنه اینو بخاطر داشته باشید هر شخص در شرایط و فرهنگ خاصی بزرگ شده و اطلاعاتی دریافت کرده و ذهنش با همون اطلاعات زندگیشو اداره می کنه و شما هم اطلاعاتی دریافت کردید که ممکنه تشابه با دیگران نداشته باشه.

 پس هر کس به خودش حق میده از اطلاعت خودش دفاع کنه چون سالها با اون اطلاعات زندگی کرده در نتیجه با توقع داشتن و پا فشاری روی توقعات فقط خودتون اذیت می شید چون توقع امروز شما از اطلاعات ذهن شما سرچشمه گرفته و که با اطلاعات دیگران متفاوته.

پس برای این که شما هم بتونید شادی و خوشحالی را تجربه کنید بهتره که از هیچ کس توقع نداشته باشید.

اکثر انسان ها در ذهن خودشونو در آینده با شخصیت و موقعیتی متفاوت و بزرگتر نسبت به امروز می بینند و اون شخصیتو دوست دارن و نسبت بهش حس خوب دارن و در اصل افراد اون موقعیتو دوست دارن نه اصل وجودشونو در نتیجه اگه به اون موقعیت هم برسن چند روز براشون تازگی داره و دوباره تصویرسازی شروع میشه ومنتظر موقعیت و شخصیت بعدی میشن تا باهاش خوشحال باشن  و احساس شادی داشته باشند

در نتیجه هیچوقت به خوشحالی واقعی نمی رسند خودتونو همینجور که هستید همین حالا با همین شرایط امروزتون عاشقانه دوس داشته باشید تا شادی واقعی رو تجربه کنید…

Read more...
عصبانیت

عصبانیت چیه و چطور می تونم کنترلش کنم؟؟؟

عصبانیت مثل شادی، ناراحتی، استرس و اضطراب یا تنفر یکی از ابتدایی ترین و اصلی ترین احساسات ما  آدم هاست. این عواطف و احساسات به ما برای بقاء و زندگی بیشتر کمک کی کند.

عصبانیت احساسیه که به  واکنش «جنگ یا گریز سیستم عصبی همدردی مربوط میشه یعنی انسان را برای مبارزه آماده می کند اما مبارزه لزوما به معنی مشت زدن نیست بلکه می تونه آدم  را به مبارزه با بی عدالتی از ترغیب کند.

حالا اگه موافقین بیاین بررسی کنیم چرا عصبانی می شیم:

چراعصبانی می شیم:

 تا حالا شده به این موضوع فکر کنید که ما  چرا عصبانی بشیم؟؟؟

 علت بروز عصبانیت دو عامل اصلی داره که این دو عامل عبارتند از:

  1. عوامل درونی:

این عوامل جزء عواملی هستند که که هیچ کس در بروز آن ها تاثیر گذار نبوده و فقط از درون خودمون سرچشمه می‌گیرد. مثل: افکار، عقاید، خاطرات، سرکوب ها، اتفاقات گذشته و… ممکن است گاهی اوقات با یادآوری خاطرات بد، فکر کردن به اتفاقات ناگوار و… خشمگین شویم که این نوع خشم، به خاطر عوامل درونی است.

  1. عوامل بیرونی:

این عوامل همان طور که از اسمون هم پیداست عواملی هستن که در خارج از ذهن ما و در اطراف مان اتفاق می‌افتند و دیگران از خودمان در به وجود آمدن شان تاثیر گذارتر هستند. عواملی مانند رخ دادن اتفاقات بد، افراد دور و برمان، شرایط زندگیمان و… استرس‌های روزمره، مشکلات مالی و حتی موقعیت خانوادگی و اجتماعی ضعیف و مسائلی از این دست همگی می‌تونند توی به وجود آمدن احساس خشم و عصبانیت شما دخیل باشند.

اما بیاین با یه مثال ساده که ممکنه برای همه ما اتفاق افتاده باشه بررسی کنیم که چرا عصبانی  می شیم. به خاطر بی شعور بودن یک نفر یا نادانی کردن یک بچه یا رانندگی بد یک راننده در خیابون و یا بی فرهنگی یک شخص یا هر دلیل دیگه ای باشه.

 اما شما هیچ وقت آسیبی به شخص مقابل  تان نمی زنید یا حتی ممکنه است اون طرف اصلا متوجه هم نشه که شما از این رفتارش عصبانی و ناراحت شدین ولی برعکس شما به خودتون ضربه می زنید.

وقتی عصبانی می شیم تو بدن ما چی می گذره:

 در طول زمان عصبانیت، احساس شما آلارم می دهد که افکار بدی در ذهن شما می گذرد و مغز طبق عملکرد همیشگی اش افکاری شبیه به همون شکل عصبانیت را از گذشته و اتفاقات برای شما فراهم می کند .پس طبیعتا عصبانیت شما همچنان پابرجا می مونه و حتی ممکنه بیشتر هم بشه.

بارها دیدین که موقعی که شما  عصبانی  هستین فقط اطرافیان از شما  می خوان که آروم باشید چون توی عصبانیت شما، به صورت اتوماتیک از اطلاعاتی استفاده می کنید که به اشتباه در گذشته توی ذهن خود ثبت کردید (جنگ.درگیری.ضربه زدن.دشنام دادن.خودخوری و….) که معمولا اون آموزش ها به ضرر شما تموم میشه.

 و ثمره اش چیزی جز  ضربه زدن به خودتون نیس و اتفاق بد بعدی اینه که پشت این اقدامات باز اتفاقاتی خواهد افتاد که ناراحتی رو به دنبال داره و در آخر اگه به عصبانیت ادامه بدید و خودتونو کنترل نکنید و پیش خودتون بگید همین یبار اشکال نداره مثل همون شخصی می شید که میگه یک نخ سیگار اشکال نداره و تا میاد به خودش بجنبه می بینه که نمی  تونه از سیگار دل بکنه درنتیجه شما به عصبانیت هم می تونید معتاد بشید اون وقت کنترل عصبانیت کمی سختتر میشه …

حالا که صحبت از کنترل عصبانیت شد، بذارین چند روش کنترل خشم را با هم بررسی کنیم:

 

عصبانیت

خوب است بخوانید: عزت نفس چیه ؟ و چه تاثیر روی زندگی ما داره؟

  1. نفس عمیق بکشید:

در زمان عصبانیت، فشار خون ، ضربان قلب، تعداد نفس ها، دمای بدن و سرعت سوخت و ساز، متغیرهای جسمانی ای هستند، به دلیل فعالیت دستگاه سمپاتیک، افزایش پیدا می کنند.

از بین موارد گفته شده، تنفس فعالیتی است كه می توان زودتر روی آن تمرکز پیدا كرد و به وسیله دم و بازدم عمیق ( تنفس عمیق) فعالیت آن را كنترل كرد.

معمولاً تنفس عمیق باعث می شه كه ضربان قلب پایین بیاد که به دنبال آن فشار خون هم پائین می یاد و به این ترتیب می توان با تنفس عمیق، عوامل مؤثر در تشدید خشم و عصبانیت را كنترل كرد.

هر گاه شخص بتواند هیجاناتش را تا حدودی كنترل نماید، آنگاه بهتر می تواند در مورد پاسخهای مناسب و راهکار های مناسب بیاندیشد.

  1. زمانی که عصبانی هستید، از پاسخ دادن به دیگران خودداری کنید:

چنانچه درحال حرف زدن با کسی هستید و آن ها کاری کردند که باعث عصبانیت شما شد. برای پاسخ دادن به خود زمان بدهید.

 احتمال این که پس از مکثی کوتاه، جواب مناسب تری به آن ها بدهید بیشتر است. البته سعی کنید در جواب دادن به طرف مقابلتون از متلک انداختن خود داری کنید.

اگه براتون امکان داره بهتره که بهانه ای جور کنید و شخص مقابل را ترک کنید و بعد از چند دقیقه دوباره بازگردید.

اما اگه نمی توانید بهانه مناسبی پیدا کنید، فقط به طرف مقابلتون بگید:« یه چندلحظه ببخشید» و از آن جا دور بشین و تلاش کنید در خلوت آرامش تان را دوباره به دست آورید.

 

  1. بیرون بروید و کمی قدم بزنید:

در زمان عصبانیت خودتون به  پارکی که دوست دارین برین و روی  نیمکتی بشینین، ذهنتان را خالی کرده و استراحت کنید یا در طبیعت زمانی را به قدم زدن بگذرونین.

عوض کردن منظره اطرافتان از جایی که شما را عصبانی نموده به زیبایی ها و موهبات طبیعت می تواند ارامش را به شما بازگرداند و باعث کنترل خشم و عصبانیت شما شود.

  1. ببخشید و یا فراموش کنید:

بخشش و گذشت بزرگترین پادزهر برای رفع عصبانیت می باشد. اگه شما به عصبانیت و خشم اجازه بدهید که در شما نفوذ کند و به دیگر فکرهای منفی فکر کنید، در نهایت چیزی جز تلخی، خشم و بدبینی نصیبتان نخواهد شد.

  1. تقویت مهارت گوش دادن:

 برای کنترل خشم و عصبانیت  مهارت گوش دادن را توی خودتون تقویت کنید. شاید به نظر تون این  روش یک راه حل بی ربط  به نظر برسه اما اینگونه نیست، اگر باور نمی کنید ادامه مطالب را بخوانید تا باورتون شود.

وقتی که شما شنونده باشید، فورا ارتباط تان را با شخصی که در حال حرف زدن با شماست را برقرار می کند. همین کار ساده نشان دهنده این است که شما به حرف های طرف مقابل تان صادقانه گوش می دهید نشان می دهد که شما مراقب هستید

نشان دهنده احترام به فکر و احساسات دیگران می باشد

 باعث تقویت احساس همدلی می باشد.

حرف آخر:

پیشنهاد می کنم از امروز اگه کسی حین رانندگی پیچید جلوتون یا اگه یک نفر حرفی زد که ناراحت تون کرد یا توی اداره ای کارمندی کارشما رو زود انجام نداد و …. تا خواستید عصبانی بشید یاد این مقاله بیوفتید و بگید اگه عصبانی بشم فقط دارم خودمو تنبیه میکنم بخاطر رفتار بد یکی دیگه …

خودتونو دوست داشته باشید چون مهمترین شخص توی زندگی شما شمایید

Read more...
عزت نفس

عزت نفس چیه ؟ و چه تاثیر روی زندگی ما داره؟

عزت نفس دو کلمه بیشتر نداره ولی  این دو کلمه کل زندگی انسانو در بر می گیره و می تونه زنگی اشخاص را دگرگون کنه، اشخاصی که عزت نفس پایینی دارند براحتی حقشون در جامعه نا دیده گرفته میشه. حتی توی خانواده و فامیل زیاد روشون حساب نمی کنند. در محل کار هم به مشکلات زیادی برمی خورند.

 کلا این افراد همه جا و با همه کس، به مشکلات زیادی بر می خورند اما تمام اون مشکلات رو محیط بیرون میبینن و مدام میخوان باهاشون دستوپنجه نرم کنن و اون مشکل را حل کنند ولی مشکل اول حل نشده بعدی پیداش میشه و کل روزگارشون میشه ناراحتی اما غافل ازاینکه ریشه تمام مشکلات بیرونی که دارند در وجود خودشونه و اصلا نیازی نیست که با هر مشکل مقابله کنن فقط کافیه روی خودشون کار کنن ارزش درونیه خودشونو پیدا کنند.

حالا بیاین بیشتر بررسی کنیم و ببینیم عزت نفس چیه؟؟؟؟

اگه بخوام خیلی ساده عزت نفس را تعریف کنم باید بگم که، عزت نفس یعنی  این که شما  چقدر خودتون را دوست دارید، چقدر وجود خودتون را ارزشمند می دونید، چقدر به خودتون اعتماد دارید و به خودتون حق داشتن یه زندگی شاد را بدهید.

حالا که کاملا با عزت نفس آشنا شدیم وقتشه که ببینیم افرادی که عزت نفس بالایی دارند چه ویژگی هایی دارند.

ویژگی افرادی که عزت نفس بالا دارند:

  • از خود و دیگران تشکر و قدردانی می کنند.
  • از رشد کردن استقبال می کنند و به مقابله با چالش ها می پردازند
  • این افراد همیشه در حال کشف ویژگی های درونی خود هستند.
  • بیشتر اوقات خودشان تصمیم می گیرند، اما نظرات افراد صاحب نظر را نیز جویا می شوند.
  • در مواجهه با مشکلات و چالش های پیش رو واقع گرا هستند.
  • این افراد همیشه خود و دیگران را به سمت جنبه های مثبت زندگی هدایت می کنند.
  • این افراد همیشه انگیزه کافی برای تلاش برای رسیدن به اهداف خود دارند.
  • اگر شکست، بخورند دلیل آن را پیدا کرده و از اشتباهات خود درس می گیرند.

شاید از خودتون بپرسید افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند چه ویژگی هایی دارند. بسیار خب وقت اون رسیده بیایم ویژگی های این افراد راهم بررسی کنیم.

ویژگی افرادی که عزت نفس پایینی دارند:

افراد با عزت نفس پایین دقیقا در نقطه مقابل افرادی هستند که عزت نفس بالایی دارند. از این رو آشنایی با ویژگی‌های این افراد نیز خالی از لطف نخواهد بود.

  • هیچ وقت خودشان را دوست ندارند و همیشه دیگران را بهتر از خودشان می دانند.
  • این افراد هر کاری را که انجام می دهند احساس می کنند به اندازه کافی خوب نیست.
  • همیشه کمبود ها و نقاط ضعف خود را بزرگ می کنند و دید منفی و بدبینانه به زندگی دارند.
  • همیشه احساس ترس، اضطراب و افسردگی و نگرانی دارند.
  • هیچ وقت انتقاد درست و سازنده را از دیگران قبول نمی کنند.
  • در بیان نیازهای خود احساس شرم، خجالت و استرس دارند و نیاز های خود را به سختی بیان می کنند.

آیا عزت نفس با اعتماد به نفس متفاوت است؟؟؟؟

شاید شما هم مانند بسیاری فکر می کنید که عزت نفس با اعتماد به نفس تفاوتی نداره و هر دو در واقع یه موضوع هستن. اگه این جوری فکر می کنید باید بگم که سخت در اشتباه هستید.

عزت نفس یک حس درونی که به شخص می گه من توانمندم ، من ارزشمند هستم و صلاحیت یک زندگی شاد و موفق را مانند سایر افراد دیگه دارم. به علاوه تمام موجودات و انسان ها دیگه  هم ارزشمند هستند و آن ها هم  صلاحیت و حق داشتن یک زندگی شاد و موفق را دارند.

 و اما اعتماد به نفس

اعتماد به نفس توانایی انجام کار و داشتن مهارت در انجام کارهایی است که به عهده شما گذاشته شده.

آیا برخورداری از عزت نفس بالا به معنای مغرور بودن شماست؟

برای جواب دادن به این سوال لازمه دوباره به این موضوع اشاره کنم که وقتی شما عزت نفس بالایی دارید به این معنی است که به توانایی های خود باور دارید و خود را مستحق رسیدن به خوشبختی و موفقیت می دانید. در صورتی که شما مغرور باشید، همیشه حتی در کوچک ترین فرصتی تلاش می کنید که خود را به دیگران ثابت کرده و برتری خود را به آن ها نشان دهید.  پس در نتیجه داشتن عزت نفس به هیچ وجه به معنای مغرور شدن شما نبوده و نیست.

خوب است بخوانید: چجوری استرس را درمان کنیم

کلام پایانی:

در آخر باید بگم خودتونو هر جوری که هستید دوست داشته باشید. به خودتون اعتماد کنید. این نکته را یادتون باشه مردم در مورد شما همون جور رفتار میکنن که شما با خودتون و درون تون رفتار می کنید اگه مدام خودتونو قضاوت می کنید همین رو دربیرون و از دوستان، همکاران و خانواده و نزدیکان خودتون هم خواهید دید پس لازم نیست با مشکلات بجنگید ببینید کجای کار شما ایراد داره. ایراد کار شما اینه که خودتونو نا دیده گرفتید.

 

Read more...
ازدواج

ازدواج نکن تا وقتی که این مقاله را نخوندی

ازدواج یکی از دغدغه های مهم و اساسی در زندگی هر فرد است. انتخاب همسر از مهمترین تصمیم های دختران و پسران شده است، به طوری که اگر انتخاب همسر به درستی انجام شود می توان از بروز مشکلات در آینده تا حدود زیادی جلوگیری کرد.

همیشه پدربزرگ و مادر بزرگ های ما می گن که ازدواج مثل هندوانه دربسته ای است که از داخل آن بی خبریم. یعنی که نمی توان آینده یک وصلت را پیش بینی کرد.

درسته که ما نمی توانیم آینده ازدواج دو نفر را پیش بینی کنیم اما با یک انتخاب درست و سنجیده تا حد زیادی می توانیم از مشکلات بعد از ازدواج جلوگیری کنیم.

اما در این میان موضوع بسیار مهمی وجود دارد که کمتر دختر و پسری (به ویژه دختران) به آن توجه می کنند و این عدم توجه به این موضوع باعث می شود که پس از ازواج و در زندگی مشترک شان به مشکلات زیادی برخورد کنند و این مشکلات نهایتا به طلاق و جدایی ختم شود.

همه ما در بچگی به توجه نیاز داشتیم، برای همین دست به کارهایی می زدیم که توجه زیادی به دنبال داشته باشد.

یک مثال کاربردی:

بگذارید با یک مثال این مطلب را بهتر برایتان توضیح دهیم، همه ما زمانی که بچه بودیم، بازی صندلی بازی را انجام داده ایم. در این بازی یه تعدادی صندلی گذاشته می شد و تعدادی دور این صندلی ها می دویدند و زمانی که صدا(حالا یا صدای موزیک یا صدا دست زدن) قطع می شد هر کدام از بچه ها که صندلی برای نشستن نداشتن حذف می شدند.

یعنی باید یکسری از افراد کنار زده می شدند تا ما برنده شویم. و زمانی که برنده می شدیم برای ما کف می زدند و به ما توجه می کردند. یعنی اگر ما بهتر باشیم به ما توجه می کنند.

حالا که بزرگ شدیم، و می خواهیم ازدواج کنیم هم می خواهیم در این کار برنده باشیم.یعنی انتخاب هایمان که معیار های اصلی ما برای ازدواج هستند کنار می رود و پولدار ترین همسر، خوشتیپ ترین همسر و … را می خواهیم.

اگر برای ازدواج کردن استرس داری حتما این مقاله را بخون. چجوری استرس را درمان کنیم.

برای همین بعد از ازدواج به مشکل های زیادی ممکن بر می خوریم. اگه می خوای ازدواج خوبی داشته باشی این کلیپ را تا آخر ببین

Read more...
استرس کرونا

چجوری از شر استرس کرونا خلاص بشیم؟

 اول ببینیم استرس کرونا چیه؟

استرس کرونا در واقع آلارمیه که مغز اولیه شما ارسال میکنه تا شما متوجه بشید اوضاع خوب نیست و فکری برای این وضعیت بکنید. خب این موضوع در حد تعادل و برای حفظ سلامتی خوبه ولی مشکل از جایی شروع میشه که مغز گیر میده و دیگه ول کن نیست و اینجاست که باید آگاهانه کنترلش کنیم وگرنه اون انسانو کنترل میکنه.

از کجا بدونیم که استرس کرونا داریم یا نه؟

اگر شما یکی از علائم زیر را دارید به این نوعاسترس مبتلا شده اید.

  • ترس و نگرانی برای سلامتی خودتان و عزیزان تان
  • تغییر در الگوی خواب یا تغذیه
  • مشکل در خوابیدن یا تمرکز کردن
  • وخیم تر شدن مشکلات سلامتی مزمن
  • افزایش مصرف الکل، دخانیات یا سایر مواد مخدر

البته باید به این نکته هم اشاره کنم که علائم استرس کرونا در همه افراد به صورت فوق نیست.

  • گریه یا ناراحتی و گوشه گیری بیش از حد در کودکان کم سن
  • بازگشت به رفتارهایی که از آن خارج شده‌اند (به عنوان مثال، خیس کردن رختخواب)
  • نگرانی یا غم بیش از حد
  • کج خلقی و رفتارهای “تخلیه ی هیجانی” در نوجوانان
  • عملکرد ضعیف در مدرسه یا حتی گریز از مدرسه
  • مشکل در دقت، توجه و تمرکز
  • اجتناب از فعالیت هایی که در گذشته از آنها لذت می‌بردند
  • سردردهای غیرقابل‌توضیح یا درد بدن
  • استفاده از الکل، دخانیات یا سایر مواد مخدر

چجوری این استرسو را کنترل کنیم؟

برای کنترل این استرس باید اول خودتونو از مکانهایی که این استرسو زیاد میکنند دور کنید و بجاش جاهایی حضور داشته باشید که حس شادی و امنیت بیشتری وجود داشته باشه.

استرس کرونا

اخبار و تلویزیون منبع همیشه فعاله این استرس:

شاید در نگاه اول بگید که اگه اخبارو نبینم خب چجوری از اوضاع و شرایط با خبر بشم در جواب این سوالتون باید بگم اگه شما میخوای استرس کرونا را در وجودت کم کنی یا اوضاع مملکتو درست کنی؟ اگه حتی یکی از اهدافت درست کردن و ساختن کشور باشه طبیعتا با یک ذهن آرام و قوی این کار عملیه نه ذهنی که سرتاسر شده خیر های بد در زمینه کرونا ،پس از این دام بیزون بیا.

دوست خوبم، توصیه من به شما اینه که از تماشا کردن، خواندن یا گوش دادن به اخبار، از جمله اخباری که در رسانه های اجتماعی متشر یشه فاصله بگیرید. شنیدن مکرر در مورد همه‌گیری‌ها، می‌تواند ناراحت‌کننده باشد.

استرس کرونا

 

دوستان همیشه منفی یکی از منابع همیشگیه استرس کرونا:

یعنی باید دوستامو کنار بزارم ؟ راستش دوست کلمه ایست با بار معناییه مثبت دوستی که مدام با حرفاش این استرسو را در وجودتون زیاد میکنه آیا کار مثبتی داره در حقتون میکنه؟ بنظر من حتی اگه عقیده دارید که این دوستها براتون مهمن حداقل تا زمانی که این هیاهو تموم بشه دورشونو خط بکشید و خودتونو دوست داشته باشید.

جمع های خانوادگی و اجتماعی میتونند این نوع استرس را در شما را زیاد کنند:

توی مهمونی ها یا محل کار اکثرا جمع هایی تشکیل میشه که دور هم میشینن و خبرهای داغ روز را رد و بدل میکنن و این دقیقا باعث افزایش استرس کرونا در شما و بقیه افراد حاضر در جمع میشه پس دوتا راه دارید یا توی اون جمع ها که اکثرا میدونید میخوان در مورد چی حرف بزنند حضور نداشته باشید و اگه شرایط جوری بود که مجبور به حضور بودید یک عدد هندزفری همراهت باشه تا در این شرایط بتونی پادکست یا موزیک های شاد و مثبت و لذتبخش گوش بدی.

اگه استرستون بالاست این مقاله را بخوانید: چجوری استرس رو درمان کنم؟

جایگزین های استرس کرونا:

استرس کرونا

شادی :

برای اینکه استرس کرونا در ذهنتون هر روز کم رنگ تر بشه سعی کنید هر روز فیلم های کمدی و برنامه های شاد که بی ربط به موضوعات روز هستند ببینید.

سرگرمی :

مغز شما نمی تونه هم استرس کرونا را در خودش جا بده هم درگیر یک موضوع مهیج و سرگرم کننده باشه پس می تونید با یک موضوع خاص و مهیج که خیلی بهش علاقه دارید سرخودتونو گرم کنید مثل بازی های رایانه ای پرهیجان.

البته شما می تونید از بازی های دسته جمعی مثل: وسطی، هفت سنگ و… استفاده کنید که یه کمی هم تحرک داشته باشه اما خودتون آپارتمانیه می تونید از بازی هایی مثل گل یا پوچ، منچ و مار و پله، اسم و فامیل و … استفاده کنید

تغذیه:

نوبتی هم که باشه الان نوبت تعذیه ست یکی از مواردی که می تونه شما را از استرس کرونا نجات بده توجه ویژه به تغذیه تونه حالا توی ادامه این مطلب بهتون می گم تغذیه شما توی این دوران باید چجوری باشه.

اول از همه باید بگم تا می تونید از مواد غذایی زیر دوری کنید.

پرهیزهای غذایی:

مصرف انواع ترشیجات، غذا‌های مانده و فریزری و سرخ شده را حدالامکان از لیست تعذیه خودتون حذف کنید تا از شر استرس کرونا خلاص بشید.غذاهایی  از قبیل بادمجان، عدس، گوشت گاو، قارچ، ادویه جات (به خصوص فلفل) و غذا‌هایی که نفاخ نفاخ در مبتلایان به افسردگی و اضطراب و افرادی که سابقه چنین بیماری هایی دارن توصیه نمی‌شه.

توصیه های غذایی:

بر خلاف مواد غذایی ها که بالا به اون اشاره کردیم تا برای رهایی از استرس کرونا مصرف این مواد غذایی توصیه میشه پس تا می تونید مصرف انواع سوپ‌های ساده به خصوص سوپ جو با سبزیجات معطر مانند گشنیز و ریحان و ادویه‌هایی مانند زیره، آویشن، دارچین، زعفران و زنجبیل را در رژیم های روزانه عذایی خودتون قرار دهید.

هم چنین اگر قند خون بالایی ندارید می تونید غذاهایی مانند فرنی با پودر بادام، حریره بادام، شله‌زرد با خلال بادام و شیربرنج با عسل را مصرف کنید این غذاها علاوه بر تقویت بنییه بدنی شما باعث کاهش استرس شما هم می‌شود.

ورزش

اگه می خواین هم از استرس کرونا خلاص بشید هم در جهت مثبت فعالیتی بکنید ورزش را بزارید تو برنامه هر روزتون چون ورزش نه تنها مغز را درگیر خودش میکنه بلکه سیستم اینمی بدن شما را هم تا حد قابل ملاحظه ای افزایش میده پس به خودتون اهمیت بدید و ورزش کنید.

برای وزرزش کردن حتما از حرکات کششی و به ویژه حرکات مدیتیشن جسمی استفاده کنید و سعی کنید آن را هر روز انجام دهید. سعی کنید وعده های غذایی سالم و متعادل بخورید، به طور منظم ورزش کنید، بخوابید و از الکل و مصرف مواد مخدر دوری کنید.

 

 

Read more...
استرس

استرس رو چجوری درمان کنم؟

اول باید ببینیم استرس چیه؟

استرس یک سیگنال از سمت مغزِ که داره به ما میگه یه چیزی درست نیست یا اینکه یه تهدیدی وجود داره و مغز از ما می خواد که در برابر این تهدید که حتی ممکنه خیالی هم باشه، یعنی اصلا وجود نداشته باشه، اقدامی بکنیم تا سلامت و امنیت مون حفظ بشه.

علائم استرس:

حالابا علائم استرس بیشتر آشنا بشیم این علائم عبارتند از:

  • دردهای مزمن
  • بی خوابی و سایر اختلالات خواب
  • کاهش میل جنسی
  • مشکلات گوارشی
  • پرخوری یا کاهش اشتها
  • مشکل در ایجاد تمرکز ذهنی و کاهش قدرت تصمیم‌گیری
  • خستگی مزمن

علت های استرس:

حالا نوبتی هم که باشه نوبت می رسه به بررسی علت های به وجود آمدن استرس در افراد. البته باید بگم علات ها در افراد متفاوت اند ولی از رایج ترین علت های می تونیم به موارد زیر اشاره کنیم:

  • یک اتفاق طبیعی مانند سیل و زلزله و سایر حوادث طبیعی
  • ابتلا به یک بیماری مزمن سخت مانند سرطان، کرونا و …
  • زنده ماندن از یک حادثه خطرناک مانند حوادث طبیعی و تصادفات رانندگی
  • قربانی بودن در یک جنایت
  • شرایط استرس‌زا مربوط به مسائل خانوادگی مانند طلاق و …
  • مراقبت از یک فرد با بیماری مزمن مانند زوال عقل یا آلزایمر
  • درگیری با مشکلات اقتصادی
  • اشتغال به یک حرفه پرخطر مانند آتش نشان
  • داشتن ساعات طولانی کاری و عدم علاقه به شغل

راه های درمان استرس:

حالا که با علائم و دلایل ایجاد این بیماری به خوبی آشنا شدیم نوبت به آن رسیده که به سراغ درمان و بررسی روش های درمانی برای استرس

استرس

با استرس نجنگید…

اولین  و مهم ترین راه برای مقابله با استرس اینه که هیچ وقت با استرس نجنگید اگه بخوام ساده تر بگم منظورم اینه که باهاش مدام درگیر نشید و نخواید که سریع نابودش کنین. در اصل استرس، فکر یا مجموعه ای از افکاره که توجه شما رو برده به سمت چیزی که احساستون رو بد کرده و هر چی بیشتر بخواین باهاش بجنگید در واقع شما دارید بیشتر به اون افکار که بیشترشون هم افکار منفی هستن توجه می کنید…

مرحله بعدی درمان استرس

تا اینجا متوجه شدیم که مجموعه ای از افکارِ که نسبت بهش احساس بد داریم باعث به وجود آمدن این احساس توی ما میشه پس اگه فکر ما تغییر کنه طبیعتا احساس ما هم تغییر میکنه در نتیجه برای برطرف شدنه استرس شما باید بصورت آگاهانه حواستون رو ببرید سمت چیزی که براتون اهمیت داره، و ذهنتون را روی اون موضوع متمرکز کنید.

چند تکنیک ساده برای از بین بردن این احساس مخرب

برای بر طرف کردن این احساس، شما می تونید از هر پنج حس خودتون برای تغییر افکارتون استفاده کنید .

به عنوان مثال متونید خیره بشید به چیزی که براتون خیلی جذابه یا  به موزیکی گوش بدید که هم متن مثبتی داره و هم براتون رویاییه. یا حتی میتونید سرگرم یک بازیه کامپیوتریه جذاب بشید و شروع کنید مراحلشو طی کنید….

شما می تونید آهنگ عروسک را از اینجا دانلود کنید: آهنگ عروسک

در ادامه چند روش را برای درمان استرس بررسی می کنیم:

هرگز تنها نباشید:

یکی از  اصلی ترین و مهم ترین راه های مقابله با استرس پرهیز از تنهایی ست. تنهایی استرس زا می باشد .افراد تنها نمی توانند که مشکلات خود را با دیگران در میان گذاشته و باعث شوند که استرس شان کم شود. احساس اینکه شما به جایی تعلق دارید و یا احساس اینکه شما قسمتی از یک گروه یا جامعه هستید می تواند باعث شود که احساس تنهایی تان کاهش یابد.

 همه چیز را بنویسید:

اگر فراموش کردن چیزی، باعث ایجاد استرس در شما می‌شود، حتما آن را روی کاغذ بیاورید یا جایی مطمئن یادداشت کنید. به این ترتیب چیزی را فراموش نمی‌کنید و در نتیجه استرس نمی‌گیرید.

درباره‌ی مشکلات ‌تان صحبت کنید و از این کار نترسید:

از سرخوردگی‌ها و ناراحتی‌های هرچند هم کوچک هستند، بازگو کنید و درون خودتان نریزید. یاد بگیرید که نارضایتی و مشکلات ‌تان را با یک فرد نزدیک، دوست یا حتی یک مشاور ودر کل افراد مورد اعتماد در میان بگذارید.

خواب بیشتری داشته باشید:

کم خوابی و نداشتن خواب کافی  یکی از علل عمده تشدید کننده استرس می باشد.پس اگه شما در شبانه روز کمتر از ۶ ساعت می خوابید، باید بگم که مقدار خواب خود را افزایش دهید.

فعالیت های متفرقه داشته باشید:

اگر می خواهید از شر این احساس بد خلاص بشید و یه زندگی نرمال را تجربه کنی حتما در کنار فعالیت های کاری، فعالیت های متفرقه را هم در برنامه خودت بگنجون. کارهایی طراحی، خطاطی و کلا فعالیت های هنری و ورزشی و…

برای درمان استرس نفس عمیق بکشید:

نفس کشیدن عمیق به ما کمک میکند تا بعضی از علایمی که بر اثر استرس ایجاد می شوند مثل اضطراب، حملات هراس و تحریک پذیری را تسکین بدین. تا یادم نرفته باید بگم که وقتی شما خمیازه یا آه می کشید نشان دهنده آن است که به اندازه کافی اکسیژن به بدنتان نمی رسد و در نتیجه بدنتان با کشیدن اه يا خميازه، می خواهد این وضعیت را اصلاح نموده و اکسیژن بیشتری به دست بیاورد.

از داروها و دمنوش های گیاهی استفاده کنید:

گیاهان دارویی زیادی وجود دارند که شما می توانید با استفاده از آنها اعصاب خود را آرام نمایید. اغلب این گیاهان دارای خواصی از جمله ضد افسردگی، آرام بخش، محرک و یا ضد درد هستند. گیاهانی که در درمان بیماری های عصبی به کار می روند و تاثیر بسزایی دارند عبارتند از: سنبل باتلاقی، شاه پسند طبی، برگهای گل گاوزبان، ریحان، رازک، گل ساعتی، بابونه، اسطوخودوس، جین سینگ، مریم گلی، رازیانه، سنبل الطیب، پوست ساقه بید، برگ بادرنجبویه و علف چای.

 

استرس

سخن پایانی: از استرس متنفر نباشید

این نکته را همیشه یادتون باشه استرس یکی از احساساتیه که به حیات و زنده بودن ما انسانها کمک میکنه و یکی از نعمت هایی است که باعث شده منو شما الان  اینجا باشیم فقط مثل بقیه امور زندگی باید به استرس تعادل بدیم تا بجا و بموقع به ما کمک کنه…

Read more...